قدَمت روی چشمم - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
تخیّل ملموس - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
جسِ بدِ جا ماندن - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
سلام وقتی هر کی منو میبینه و هرکی بهم میرسه، با تعجب میپرسه: " ئههه!! تو که هنوز ایرانی! " ... دیگه این لحظه ها و روزها، برام مثل یک عمر میگذرند... خیلی دیره. خیلییییییییییییدیرهههه. خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی... دقیقا حالِ جامونده ها رو دارم :((((( پی نوشت: سال اول، چنین روزی توی...
گ... خ... امشب به تو زنگ زدم - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نا آمادگی مطلق! - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
سلام گفتی: تو که زائر اربعینی. زائر امام حسینی. تو چرا آخه؟؟ بجای این حالِ بد، زیارت عاشورا بخون. روزه بگیر. نماز بخون... گفتم: هه! دیگه چکار کنم؟؟؟؟ پی نوشت1: تو درست میگفتی... از دیشب، اصلا حالم عوض شد. هیچ غلط خاصی نکردم. اما مثل یه چَک محکم...
نزدیکه؟ - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
سلام توی حرفهای خاله و خواهرزداده ای؛ یه رازهای بینمون هست... که هیچکی نمیدونه. و من خیالم راحته فسقل هم یادش نمیمونه که وقتی به حرف زدن افتاد، رازم برملا بشه. امشب بهش گفتم:" خالههه... یعنی نزدیکه؟" نگاه کرد توی چشمم و گفت:" نه!" و من اونقدر قاه قاه خندیدم که کف زمین پخش شدم... هه! خودم میدونم که "...
در انتظار اربعین - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
سلام یکی یکی کارهام رو انجام میدم... روحی و قلبی هم کم کم دارم آماده میشم... این خیلی خوبه... دلشوره و ناآزامی هام شروع شده... فکر اینکه الان همه راه افتادن و ما موندیم، اذیتم میکنه و نا آرامی رو بیشتر و بیشتر میکنه. امروز افسانه با علی شکرچی و ابوح
با نیت دلجویی... - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:23
سلام بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا لأن روحی قد طاب ان یکون فداک ای برده اختیارم تو اختیار مایی من شاخ زعفرانم تو لاله زار مایی گفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد غم این قدر نداند کآخر تو یار مایی من باغ و بوستانم سوزیده خزانم باغ مرا بخندان کآخر
و اما، اربعین 96 - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
سلام اربعین نزدیکه... و بعد از این به بعد، پستهای مربوط بهش سرو کله شون پیدا میشه... هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله
آغاز معجره ها - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
سلام امسال سومین سالی هست که برای سفر اقدام کرده ام. (و چهارمین سال هست که در جریان این مسیر افتاده ام...) سومین سال همراهی با افسانه و سمانه و حاجی ستایش و اکبر و ممد نوروزی و زن و بچه ش. هر سال عده ای بهمون اضافه شدند یا کم شدند. و امسال هم احتمالا
Voulez-vous vous adorer ?? - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
وسایل مورد نیاز برای پیاده روی اربعین (ورژن 96) - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
سلام شاید بهتر باشه از همین الان مجددا وسایل رو یادآوری کنم. قبلا (اینجا) مفصللللللللل دربارش توضیح داده ام. ولی بطور خلاصه، وسایلی که امسال با توجه به تجریه ی سالهای قبل همراه خودم میبرم، اینها هستند. (البته احتمالا امسال وسایل رو بر اساس موضوع بین
چطوری هستم؟ - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
سَعیُکم مشکور... - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
سلام وقتی قرارداد رو گذاشت جلوم، اول هیچی ازش سر در نیاوردم... شروع کردم به خوندن جداول و دسته بندی ها... باز هم نفهمیدم. هِی عدد ها رو خوندم، هِی دست گذاشتم روی صفرها هِی سه تا سه تا جدا کردم تا بفهم... ولی باز هم نفهمیدم... هی بالا پایین کردم... ول
2a - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
چند می ارزه؟ - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
سلام ریحانه از اون دانش آموزهایی بود که در یکماه گذشته، بیشترین انرژی رو ازم گرفته... اصلا حرفم رو گوش نمیکرد. اصلا تمرین هام رو انجام نمیداد. اصلا پیشرفتی نداشت. و من به شدت نگرانش بودم... و هر جلسه اعصابم بابتش خرد بود... هیچ روشی روش عمل نمیکرد. و
سیفون رو بکش! - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
سلام چه تلاشی کردی که هیچ حرف بدی رو مستقیم به من نگی. مثلا رعایت ادب رو نسبت به من بکنی اما... هرچی گفتی حق بود به مولا حق بود به خدا حق بود به قرآن... میخوام سیفون رو بکشم... به درک همشون... خدایا، ای رازق، ای رزاق... جبران کن این صدمه ی عمیقی که
جایی که لازمه، باش... - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 6:21
سلام همه ی امروز فقط فقط فقط دلم میخواست خودم رو بندازم توی بغلت و های های گریه کنم... روز مصاحبه تدریس بود. و من درگیر اتفاقات شغلی... و درآمدی... و نیاز به حمایت شدن... و تلاش برای استقلال... و زندگیِ سخت و سخت و سخت...... اونقدر درگیر، که 10 بار م
الحمدلله که سر این سفره ایم - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 12:55
میشه امشب توی خیمه بمونم؟ میشه فردا همراهت باشم تا تهش؟ میشه؟؟؟
راه نجات از کدوم طرفه؟ - تاریخ: 1396/7/6 ساعت: 22:48
سلام زنگ گوشی م که توی این 8 سالی که دارمش، فقط منتظر تماس تو بوده تا به صدا در بیاد... این روزها به طرز فجیعی برام آزار دهنده و عصبی کننده شده... هر بار صداش میاد، رسما هیستریک میشم!! و فقط دنبال راه فرار میگردم. میدونم که طرز برخوردم و رفتارم و حرف زدنم باهاش خوب نیست پیرزن بیچاره... ولی دیوانه دا...

برچسب‌های مرتبط

و کان الانسان عجولا | و کان انسان عجولا | من حاضرم بشم | من حاضرم تو کی | من حاضرم واست دنیامو بدم بدون نرو | من حاضرم آمونیاک | من حاضرم واست | دانلود آهنگ من حاضرم واست | من حاضرم بگی تا جونمو بدم | من حاضرم واست دنیامو بدم نرو