سلام
من توی سالهایی بزرگ شده ام که واژه ی ترور, یکی از کلید واژه های جامعه اون روزها بود.من با تروریسم بزرگ شده ام.
اتفاق امروز* برای من اتفاق فجیعی نبود. گرچه به شدت دردناک بود. چون به هر حال امنتیتی که سالها عزیزان زیادی رو به پاش قربانی کرده بودیم در معرض نگاه بد قرار گرفته بود.
اما، نترسیدم. نمیترسم. گرچه که منتفرم که دوباره زبانم لال بخواد اون اتفاقها بیفته.
من قدر "وحدت" رو میدونم. اینو میدونم که مهمترین کاری که باید انجام بدیم اینه که نترسیم و دستهامون رو محکمتر به هم قفل کنیم و حواسمون رو خیلی بیشتر به اطرافمون جمع کنیم.
این روزها هم میگذره و یه روزی به اون لیست بالا اضافه ش خواهم کرد...
ولی آرزو میکنم که ریشه ترور و جنگ و کشتار بیگناهان از سراسر عالم خشک بشه و محو بشه.
آمی
بارالها ما به درگاه تو شکایت می کنیم از فقدان پیغمبرت و از غیبت امام ما و بسیاری دشمن ما و کمی عدد ما و فتنه های سخت بر ما و غلبه محیط روزگار بر ما پس درود بر محمد و آلش فرست و ما را در همه این امور یاری کن به فتح عاجلی از جانب خود و برطرف ساختن رنج و سختی و نصرت با اقتدار و عزت و سلطنت حقه که تو آشکار گردانی و رحمتی از توجهت که بر همه ما شامل گردد و لباس عافیت که ما را بپوشاند به حق رحمت نامنتهایت ای مهربانترین مهربانان عالم.
* امروز 96.3.17 چند فرد مسلح در ساختمان اداری مجاور مجلس و در محوطه بیرونی حرم امام، اقدام به تیراندازی کردند و تعدادی از هموطنان عزیزم رو کشتند یا مجروح کردند. خودشون هم یا تیر خوردند یا خودشون رو منفجر کردند.
ما را در سایت اولین پیام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160