آقای کارپسند- 4

خرید بک لینک

سلام

عجب دلشوره و اضطرابی رو گذروندم... اما بلاخره..

امروز باهاش صحبت کردم.

آه آقای کارپسند عزیز من...

اما... الان با یک مرد ویران.. ویران به معنای اخص کلمه مواجه هستم.

صدای بی روح و بی انرژی و خالی. روحی داغون و خراب. جسمی فرسوده و خسته و پژمرده... چی سرت اومده توی این چند سال مرد؟؟؟

چرا نمیذاری ببینمت؟ چرا؟؟

چرا اینقدر خودتو میزنی؟؟

بذار کمکت کنم... بذار به جای همه ی محبتهایی که بهم کردی، یکبار من کمکت کنم...

دستم به سمتت درازه. بگیرش... هممون تک تکمون هرکاری بتونیم برای آرامش ت انجام میدیم.

غمت نباشه مرد...

خدا بزرگه...

پی نوشت:

مریم میگه: باز یک مرد نیازمند کمک به تور ت گیر کرد؟ ....

خب چه کنم با عهد کودکی م... حالم خوبه وقتی بتونم کمکشون کنم... این مردهای گنده ی نیازمند حمایت..

آه...

اولین پیام...

ما را در سایت اولین پیام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 11:11

صفحه بندی