accueillir à nouveau au cycle
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 13:44
Nouvelle classe . . Nouveau professeur . . Nouveau livre . . Nouveau cours . . Je suis très heureux
توی گذشته دنبال چی میگردی؟
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 10:34
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
روضه را ببین...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:52
سلام صبح عاشورا وقتی برام دعا کردی که:" این عاشورا آرزو دارم صحنه هایی از واقعه رو به چشم دل نشونت بده. میخوام از خدا که حقیقت روضه برات مکشوف بشه." ، چمیدونستم و چه میدونستی که شب شام غریبان چه اتفاقاتی میفته... وقتی یاس رو توی جوب دیدم، دنیام سیاه شد.. وای رباب... وای رباب... واااااااااای رباب... ...
آرامش عمیق
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 1:28
سلام اصولا با مراسم شیرخوارگان حسینی مخالف بودم! میگفتم بچه ها اذیت میشن. زیاد اذیت میشن... اما؛ امسال دو تا شیرخوار توی خونه ی ما بود. یکی دقیقا 6 ماهه و یکی 7.5 ماهه. و مادرهاشون آرزو داشتند که دخترکها توی این مراسم شرکت کنند. برای کمک رفتم. همه چی کنار... یه چیزی رو هنوز هم نمیتونم باور کنم، اونم...
بذار زمان کار خودشو بکنه
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 16:41
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
اوی قیدار خان
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 16:40
سلام چکار کنم که تعداد پستهای "اوی قیدارخان" م داره هِی مدام زیاد و زیادتر میشه... روزهایم خوش میگذرد خب...
با تو شروع میشوم
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 18:06
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی*
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:50
سلام اولین عکس العملم به این اتفاق، فرار کردن مطلق خواب از چشمانم هست... و دومین عکس العمل؛ بی خوراک شدن! امروز بعد از دو روز غذا خوردم! (1مهر) * نام پست برگرفته از یکی از ابیات "رهی معیری" ست. پی نوشت: بعد سه سال، اصلا انگار نه انگار ... جوری بحث شروع شد که گویی دیشب تمام شده و صبح ادامه پیدا کرده....
کهن الگوها
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:50
سلام نمیدونم شاید برای چهارمین بار باشه که این تست رو زدم. نتیجه ش عجیبه عجیب... این منم: ... http://www.khodshenas.ir/ArcheTypes/Goddesses ادامه مطلب
رمزِ ندادنی!
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:50
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
دست انداز
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:50
سلام باز هم افتادم توی دست انداز... چهل دقیقه ی تمام دخترک توی بغلم زااار زد. تمام صورت و لباسم از اشکش خیس بود... حمید خطا کرد... پی نوشت: چرا این اتفاق باید الان بیفته؟ ذهنم خیلی مشغول این رابطه ست... خییییییییییییلی زیاد...
شب عاشقان بی دل...
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:50
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
بی ربط!
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:49
سلام امروز من و کیمیا کنار هم عجب ترکیب بی ربطی بودیم!!!! ;))
welcome beck to the cycle
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:49
سلام دیروز روز اول دانشگاه بود. و من باز هم دانشجو شده بودم. بعد از ده سال دقیقا. وارد همون فضا شدم اما چقدر همه چیز متفاوت بود. و چقدر من متفاوت شده ام... میزان محبتی که دیروز دریافت کردم بی اندازه بود. من نابغه نیستم آقای دکتر! فقط معطلم نکنید... و خواهش میکنم پر و بالمو نشکنید... (امروز حس کردم خ...
ماه رویا...
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:49
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
با تو
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:49
سلام با تو بودن بهترین بودن دنیاست... و نه همین! پی نوشت: نبرد عقل و دل. 40 دقیقه
اولین پیام
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 9:49
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید