اولین پیام

متن مرتبط با «برقص آ از چاوشی» در سایت اولین پیام نوشته شده است

آخرین سال قرن ما

  • نیلوبلاگ

    سلام xa0 ...

    ادامه مطلب
  • همه آنچه زوار باید برای عبور از «مرز خسروی» بدانند

  • نیلوبلاگ

    سلام xa0 این گزارش به من خیلی کمک کرد. به گمانم بتونه به شما هم کمک کنه: xa0منبع: مشرق نیوز xa0 برگزیده ای از مطالب گزارش (پیشنهاد می کنم کلش رو بخونید): xa0 اینجا را دروازه عتبات عالیات میدانند؛ از قدیمال...

    ادامه مطلب
  • وسایل مورد نیاز برای سفر اربعین 98

  • نیلوبلاگ

    سلام سالهای قبل توضیحات مفصلی با همین عنوان پست شده است. بنابر این فقط موارد کلی را اینجا مجدد ثبت میکنم. (اگر نیاز به اطلاعات بیشتر دارید، لطفا به پست مرتبط در سالهای قبل مراجعه فرمایید): xa0 کفش مناس...

    ادامه مطلب
  • دهمین سال تولد بازی با امام رضا جان

  • نیلوبلاگ

    سلام یه تولد دیگه در راهه... و من باز عازم مهمانی تولد هستم... اینبار هم یه تجربه ی جدید در راهه... همسفری با خانواده و در نقش خاله... و بعد زیارتِ تولد، ایرانگردی تابستانه. هیجان زده ام مثل همیشه.... الهی شکر دارم میام پیشت امام رضا جانم ...

    ادامه مطلب
  • آشغالهای دوست داشتنی

  • نیلوبلاگ

    سلام به فرموده، باز از اون کارهای اولین باری کردم... پوستم کنده شد، ولی به موقع رسیدم باغ کتاب. و... آشغالهای دوست داشتنی... آره، درست فهمیدی. میفهمیدم قصه ش رو... قصه ی 5 نسل آدمهای این جامعه... که چ...

    ادامه مطلب
  • بهار خوش آمدی

  • نیلوبلاگ

    سلام نوروز 1398 مبارک فقط به این فکر میکردم که چطور تونستم ازش بگذرم... چطور دوام آوردم... چطور زنده موندم... چطور؟؟؟... پی نوشت: سال نو مبارک رفیقxa0xa0xa0xa0 (... حسی شبیه حس اون خواب عجیبِ تنهایی.......

    ادامه مطلب
  • بابا و دنیای مجازی

  • نیلوبلاگ

    سلام بلاخره مستقل شد... خیلی طول کشید ولی بلاخره این اتفاق افتاد. الان برای همه ی اعضای خانواده کلی تکالیف جدید تعیین شده که فعلا همه به خوبی از عهده ش بر آمده اند. خوش آمدی مرد :** شب اول رجب/ تولد امام باقر ...

    ادامه مطلب
  • از اعماق

  • نیلوبلاگ

    سلام توی همه ی شلوغی های این روزها، در لحظات خلوتِ ذهنی که پیدا میشه، تنها چیزی که آرامش عمیق رو توی قلبم جاری میکنه، فکر کردن به "دوست داشتنت"xa0 هست... و پشتش، حس شکرگزاری عمیق، که باز هم هییییچی نیست از حجم حقِ شکر این نعمت. الهی به عدد ما احاط به علمک، شکرتتتتتتت ...

    ادامه مطلب
  • آبِ یخ

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • زلزله آمد و رفت... و تمااام :))

  • نیلوبلاگ

    سلام دیشب (29 آذر) تهران زلزله آمد. من متوجه نشدم. مشغول کارهای مامان بودم. ولی مامان صدای بلندی رو حس کرده بود که فکر کرده بود طوفان شده... ولی صدای زلزله بود... مثل همیشه مامان صداش رو شنید!! در نهایتِ آرامش و خنده و شوخی، کارهایی که لازم بود انجام بدیم رو ، انجام دادیم. و تا خود صبح، در حالت آماده باش، جک خوندیم و جک فرستادیم و قاه قاه خندیدیم... به عمرم تا این حد شب تا صبح نخندیده بودم! اونم به زلزله!!!! فک کنننن.... به خیلی چیزها فکر کردم... شب عجیبی بود... پی نوشت: نوشته بود:" یادتون باش...

    ادامه مطلب
  • نا آمادگی مطلق!

  • نیلوبلاگ

    سلام گفتی: تو که زائر اربعینی. زائر امام حسینی. تو چرا آخه؟؟ بجای این حالِ بد، زیارت عاشورا بخون. روزه بگیر. نماز بخون... گفتم: هه! دیگه چکار کنم؟؟؟؟ پی نوشت1: تو درست میگفتی... از دیشب، اصلا حالم عوض شد. هیچ غلط خاصی نکردم. اما مثل یه چَک محکم... ...

    ادامه مطلب
  • آغاز معجره ها

  • نیلوبلاگ

    سلام امسال سومین سالی هست که برای سفر اقدام کرده ام. (و چهارمین سال هست که در جریان این مسیر افتاده ام...) سومین سال همراهی با افسانه و سمانه و حاجی ستایش و اکبر و ممد نوروزی و زن و بچه ش. هر سال عده ای بهمون اضافه شدند یا کم شدند. و امسال هم احتمالا...

    ادامه مطلب
  • وسایل مورد نیاز برای پیاده روی اربعین (ورژن 96)

  • نیلوبلاگ

    سلام شاید بهتر باشه از همین الان مجددا وسایل رو یادآوری کنم. قبلاxa0(اینجا) مفصللللللللل دربارش توضیح داده ام. ولی بطور خلاصه، وسایلی که امسال با توجه به تجریه ی سالهای قبل همراه خودم میبرم، اینها هستند. (البته احتمالا امسال وسایل رو بر اساس موضوع بین...

    ادامه مطلب
  • جایی که لازمه، باش...

  • نیلوبلاگ

    سلام همه ی امروز فقط فقط فقط دلم میخواست خودم رو بندازم توی بغلت و های های گریه کنم... روز مصاحبه تدریس بود. و من درگیر اتفاقات شغلی... و درآمدی... و نیاز به حمایت شدن... و تلاش برای استقلال... و زندگیِ سخت و سخت و سخت...... اونقدر درگیر، که 10 بار م...

    ادامه مطلب
  • راه نجات از کدوم طرفه؟

  • نیلوبلاگ

    سلام زنگ گوشی م که توی این 8 سالی که دارمش، فقط منتظر تماس تو بوده تا به صدا در بیاد... این روزها به طرز فجیعی برام آزار دهنده و عصبی کننده شده... هر بار صداش میاد، رسما هیستریک میشم!! و فقط دنبال راه فرار میگردم. میدونم که طرز برخوردم و رفتارم و حرف زدنم باهاش خوب نیست پیرزن بیچاره... ولی دیوانه دارم میشم... و او میگه:" مادر نشدی که بفهمی..." فقط دنبا راه چاره ام... و نمیدونم اون راه چیه. پی نوش...

    ادامه مطلب
  • آقای کارپسند- 13

  • نیلوبلاگ

    سلام دیروز بدون حضور من، آقای کارپسند از بیمارستان مرخص شد. زحمت کارهای ترخیص با بابا بود. و درخواست کرده بودم که طوری رفتار کنه و حرف بزنه که این پرونده بسته بشه. برای هممون بسته بشه. همه ی امانتی ها رو تحویل دادم. و همه ی راههای وابستگی رو هم نسبتا مسدود کردم! حساب با علی هم صاف شد ( و بنده ی خدا پسر دایی بیچاره م رو هم مادر بیچارهههه کرده بود!! ) الان او خانه ست. و نزدیک به 24 ساعت هست که هیچ...

    ادامه مطلب
  • شبِ دراز

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • آقای کارپسند - 10

  • نیلوبلاگ

    سلام دو روزه که با صداهایی که میشنوه، یهو از خونه میزنه بیرون. و ... ساعتها بعد برمیگرده. منتظره که بیان ببرنش.. و برای من وقتی حرف میزنه، گریه میکنه... تو اسطوره ی من بودی مرد...... چرا گریه میکنی آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.. خدایا، به حق امیرالمونین به حق امروز به حق این ساعتها... خدایا، کمکم کن. کمکش کن... خداااااا... مدد به غیر تو ننگ است یا علی مددی...

    ادامه مطلب
  • آدم باش

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • آقای کارپسند- 11

  • نیلوبلاگ

    سلام تا عصر موند خانه. و عصر یه پیامک دید و باز زد بیرون... و ناله و زاری مادرش... و تماسهای پشت سر هم... و دو ساعت بعد، دوباره زنگ زد و ضجه میزد و شیون میکرد پیرزن... بوسیدم و خداحافظی کرد و رفت... یعنی لباس به تن امیرالمونین نذاشتم من توی این عید غدیری... یعنی اونقدر دامنشون رو چنگ زدم که پاره پاره شد... خدایا چه کنم من؟؟؟ و الهام رسید... پیام به مهناز و دکتر، و برای فردا وقت اورژانسی گرفتم. و ...

    ادامه مطلب