
سلام xa0 این گزارش به من خیلی کمک کرد. به گمانم بتونه به شما هم کمک کنه: xa0منبع: مشرق نیوز xa0 برگزیده ای از مطالب گزارش (پیشنهاد می کنم کلش رو بخونید): xa0 اینجا را دروازه عتبات عالیات میدانند؛ از قدیمال...
ادامه مطلب
سلام سالهای قبل توضیحات مفصلی با همین عنوان پست شده است. بنابر این فقط موارد کلی را اینجا مجدد ثبت میکنم. (اگر نیاز به اطلاعات بیشتر دارید، لطفا به پست مرتبط در سالهای قبل مراجعه فرمایید): xa0 کفش مناس...
ادامه مطلب
سلام یه تولد دیگه در راهه... و من باز عازم مهمانی تولد هستم... اینبار هم یه تجربه ی جدید در راهه... همسفری با خانواده و در نقش خاله... و بعد زیارتِ تولد، ایرانگردی تابستانه. هیجان زده ام مثل همیشه.... الهی شکر دارم میام پیشت امام رضا جانم ...
ادامه مطلب
سلام من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چن...
ادامه مطلب
سلام بلاخره مستقل شد... خیلی طول کشید ولی بلاخره این اتفاق افتاد. الان برای همه ی اعضای خانواده کلی تکالیف جدید تعیین شده که فعلا همه به خوبی از عهده ش بر آمده اند. خوش آمدی مرد :** شب اول رجب/ تولد امام باقر ...
ادامه مطلب
سلام توی همه ی شلوغی های این روزها، در لحظات خلوتِ ذهنی که پیدا میشه، تنها چیزی که آرامش عمیق رو توی قلبم جاری میکنه، فکر کردن به "دوست داشتنت"xa0 هست... و پشتش، حس شکرگزاری عمیق، که باز هم هییییچی نیست از حجم حقِ شکر این نعمت. الهی به عدد ما احاط به علمک، شکرتتتتتتت ...
ادامه مطلب
سلام توی حرفهای خاله و خواهرزداده ای؛ یه رازهای بینمون هست... که هیچکی نمیدونه. و من خیالم راحته فسقل هم یادش نمیمونه که وقتی به حرف زدن افتاد، رازم برملا بشه. امشب بهش گفتم:" خالههه... یعنی نزدیکه؟" نگاه کرد توی چشمم و گفت:" نه!" و من اونقدر قاه قاه خندیدم که کف زمین پخش شدم... هه! خودم میدونم که "نزدیکه" ماموش کوچولو ;) پی نوشت: تماس امشب اونقدر سانسوری شده بود که دیگه خودت کوتاه اومدی و قطع کردی.. :)))))...
ادامه مطلب
سلام امسال سومین سالی هست که برای سفر اقدام کرده ام. (و چهارمین سال هست که در جریان این مسیر افتاده ام...) سومین سال همراهی با افسانه و سمانه و حاجی ستایش و اکبر و ممد نوروزی و زن و بچه ش. هر سال عده ای بهمون اضافه شدند یا کم شدند. و امسال هم احتمالا...
ادامه مطلب
سلام شاید بهتر باشه از همین الان مجددا وسایل رو یادآوری کنم. قبلاxa0(اینجا) مفصللللللللل دربارش توضیح داده ام. ولی بطور خلاصه، وسایلی که امسال با توجه به تجریه ی سالهای قبل همراه خودم میبرم، اینها هستند. (البته احتمالا امسال وسایل رو بر اساس موضوع بین...
ادامه مطلب
سلام همه ی امروز فقط فقط فقط دلم میخواست خودم رو بندازم توی بغلت و های های گریه کنم... روز مصاحبه تدریس بود. و من درگیر اتفاقات شغلی... و درآمدی... و نیاز به حمایت شدن... و تلاش برای استقلال... و زندگیِ سخت و سخت و سخت...... اونقدر درگیر، که 10 بار م...
ادامه مطلب
میشه امشب توی خیمه بمونم؟ میشه فردا همراهت باشم تا تهش؟ میشه؟؟؟...
ادامه مطلب
سلام زنگ گوشی م که توی این 8 سالی که دارمش، فقط منتظر تماس تو بوده تا به صدا در بیاد... این روزها به طرز فجیعی برام آزار دهنده و عصبی کننده شده... هر بار صداش میاد، رسما هیستریک میشم!! و فقط دنبال راه فرار میگردم. میدونم که طرز برخوردم و رفتارم و حرف زدنم باهاش خوب نیست پیرزن بیچاره... ولی دیوانه دارم میشم... و او میگه:" مادر نشدی که بفهمی..." فقط دنبا راه چاره ام... و نمیدونم اون راه چیه. پی نوش...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
دعاى امام سجاد(ع)xa0xa0پس از ختم قرآنxa0xa0xa0 خدایا مرا توفیق دادى که تلاوت کتاب تو را به پایان رساندم نورى درخشان فرو فرستادى و گواه بر کتب دیگر گردانیدى و بر هر کلامى که بر خلق خواندى برترى دادى. xa0 فرقان است که بدان حلال را از حرام جدا کردى. قرآن است که شرایع و احکام خود را در آن آشکار نمودى، کتابى است برا...
ادامه مطلب
سلام رفتم که خبرهای رو چک کنم، با این خبر مواجه شدم. از «دماوند» تا «تهران» با صدای سنتور اردوان کامکار به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اردوان کامکار در بخشی از برنامه کنسرت خود در تالار وحدت به تکنوازی سنتور خواهد پرداخت و در بخشی دیگر، سیاوش کامکار، مهیار طریحی و مصطفی مومنیان با شیوه سنتورنوازی م...
ادامه مطلب
سلام یه بار دیگه شهید آوردند. اما نه از راه دور... از همین نزدیک. همین شهر. همین تهران... شهیدی که با گلوله کشته شده بود. نه بر اثر سوانح شغلی... شهیدی که تازه بود و خون آلود... آخ... پی نوشت: اینکه همه بودند... اینکه خانواده های شهدا هم بین مردم بودند... اینکه شهید ها اینبار آدمهایی بودند از همه ...
ادامه مطلب
سلام تابستان 90 بعد از اتمام مختارنامه و آغاز عاشقی های ما, و قرار گرفتن توی شرایطی که شبیهش رو هرگز تجربه نکرده بودم و نکرده ام تا الان... و کنار هم قرار گرفتن همه ی مقدمات، شرایطی بوجود آمد که شروع کردم به نوشتن نکات جذابی که توی جزء خوانی های روزانه ی قرآن کریم در ماه مبارک رمضان، به نظرم می آمد...
ادامه مطلب
سلام آرزو کرده بودم که امشب بیام و یه ست بذارم و درباره ی آخرین مدال طلای تکواندو م حرف بزنم و از مسابقه ی امروز تعریف کنم... اما... نشد. حالا اگه فوتبالیستها میگن: کفش آویزون کردن/ اگه کشتیگیرها میگن: بوسیدن چهار گوشه ی تشک... نمیدونم ما باید چی بگی...
ادامه مطلب
تو را سریست که با ما فرو نمیآید مرا دلی که صبوری از او نمیآید کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر که آب دیده به رویش فرو نمیآید جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب که مهربانی از آن طبع و خو نمیآید چه جور کز خم چوگان زلف مشکینت بر اوفتاده مس...
ادامه مطلب