
سلام امشب شاید مثل شبهای دیگه بود اما... شاید یه نشونه هایی رو بشه پیدا کرد که بتونن دلیل این اتفاق باشند: 1- بی تابی و اشک ریختن از کنترلم خارج شده 2- نگاههای یاس 3- نیت مشکی پوشیدن یکشنبه 4- نوشتن سررسید روزانه یک هفته ی اخیر که اول تا آخرش درد کشیدن بوده ( با وجود همه ی اتفاقهای فوق العاده ای که ...
ادامه مطلب
سلام اصولا با مراسم شیرخوارگان حسینی مخالف بودم! میگفتم بچه ها اذیت میشن. زیاد اذیت میشن... اما؛ امسال دو تا شیرخوار توی خونه ی ما بود. یکی دقیقا 6 ماهه و یکی 7.5 ماهه. و مادرهاشون آرزو داشتند که دخترکها توی این مراسم شرکت کنند. برای کمک رفتم. همه چی کنار... یه چیزی رو هنوز هم نمیتونم باور کنم، اونم ارامش و سکوت عجیب همههههه کوچولوهایی بود که دیدم. هیچ صدای گریه و شیون و ناله ای از بچه ها بلند نبود. من ندیدم. من نشنیدم... این آرامش و سکوت از کجا بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟ ... ...
ادامه مطلب