
سلام ما با هم زیاد از عشق حرف زده ایم. از همه جور عشق... و بارها با هم گریه کرده ایم... اما، تجربه ی اونشب یه چیز دیگه بود اینکه من با چه ترس و لرزی بهت هدیه داده باشم... صدای دسته بیاد و تو از عاشقی هات بگی و چشمهات هِی پر از اشک بشه... اما نچکه... بهم گفتی، فقط باید دوستش داشته باشی. همین کافیه... و من همه ی این روزها دارم به حرفهات فکر میکنم... و اینکه چقدر دورم... و اینکه... چقدر فکر نمیکردم ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید از او پرسید که چرا تنهاست.کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟جواب اومد که: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چ...
ادامه مطلب
تو را سریست که با ما فرو نمیآید مرا دلی که صبوری از او نمیآید کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر که آب دیده به رویش فرو نمیآید جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب که مهربانی از آن طبع و خو نمیآید چه جور کز خم چوگان زلف مشکینت بر اوفتاده مس...
ادامه مطلب
زندگی سرد بود اما عشق می توانست کارگر باشد! می توان قطب را جهنم کرد پای دل در میان اگر باشد..! علیرضا آذر...
ادامه مطلب
و خداوند عشق و انتظار را با هم آفرید... این را من خوب می دانم! منی که از انتظار تو به عشق رسیدم... علیرضا اسفندیاری...
ادامه مطلب