اولین پیام

متن مرتبط با «عشق رسیدن توی سینمونه» در سایت اولین پیام نوشته شده است

عشق سرخ

  • نیلوبلاگ

    سلام ما با هم زیاد از عشق حرف زده ایم. از همه جور عشق... و بارها با هم گریه کرده ایم... اما، تجربه ی اونشب یه چیز دیگه بود اینکه من با چه ترس و لرزی بهت هدیه داده باشم... صدای دسته بیاد و تو از عاشقی هات بگی و چشمهات هِی پر از اشک بشه... اما نچکه... بهم گفتی، فقط باید دوستش داشته باشی. همین کافیه... و من همه ی این روزها دارم به حرفهات فکر میکنم... و اینکه چقدر دورم... و اینکه... چقدر فکر نمیکردم ...

    ادامه مطلب
  • آواز عشق

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • عشق کرگدن

  • نیلوبلاگ

    یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید از او پرسید که چرا تنهاست.کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟جواب اومد که: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چ...

    ادامه مطلب
  • عشق و قطب

  • نیلوبلاگ

    زندگی سرد بود اما عشق می توانست کارگر باشد! می توان قطب را جهنم کرد پای دل در میان اگر باشد..! علیرضا آذر...

    ادامه مطلب
  • عشق و رسیدن

  • نیلوبلاگ

    و خداوند عشق و انتظار را با هم آفرید... این را من خوب می دانم! منی که از انتظار تو به عشق رسیدم... علیرضا اسفندیاری...

    ادامه مطلب
  • توی گذشته دنبال چی میگردی؟

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی*

  • نیلوبلاگ

    سلام اولین عکس العملم به این اتفاق، فرار کردن مطلق خواب از چشمانم هست... و دومین عکس العمل؛ بی خوراک شدن! امروز بعد از دو روز غذا خوردم! (1مهر) * نام پست برگرفته از یکی از ابیات "رهی معیری" ست. پی نوشت: بعد سه سال، اصلا انگار نه انگار ... جوری بحث شروع شد که گویی دیشب تمام شده و صبح ادامه پیدا کرده. :)) الهی شکررررررر...

    ادامه مطلب